بازنویسی حکایت به روزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد

آخرین ارسال های انجمن

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
02976majalefarsi
02121majalefarsi
02020majalefarsi
01183majalefarsi
0751majalefarsi
0702majalefarsi
02047majalefarsi
01464majalefarsi
05391majalefarsi
01794majalefarsi
02183majalefarsi
02972majalefarsi
02280majalefarsi
02831majalefarsi
08182majalefarsi
03373majalefarsi
02763majalefarsi
03248majalefarsi
08058majalefarsi
03018majalefarsi

اخبار ایران و جهان , اخبار فرهنگی و هنری ,

بازنویسی حکایت به روزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد

بازنویسی حکایت به روزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد

انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد باز نویسی حکایت انوشیروان باز نویسی حکایت انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد بازنویسی حکایت انوشیروان صفحه 95 کتاب بازنویسی حکایت بروزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد بازنویسی حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بانویسی انشا انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد بروزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد حکایت انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد حکایت بروزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد مهارت های نوشتاری پایه هفتم صفحه 95 با موضوع بازنویسی حکایت بروزگاری انوشیروان مهارت های نوشتاری حکایت انوشیروان

 

 

 

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

 

 

 

 

بازنویسی حکایت بروزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد


مهارت های نوشتاری پایه هفتم   صفحه ۹۵ با موضوع بازنویسی حکایت  بروزگاری انوشیروان ,روزی وزیرش  بزرگمهر نزد او امد


 در روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر به نزد او رفته . انوشیروان گفت ای وزیر تو همه چی در عالم می دانی ؟


 بزرگمهر خجالت زده شد و گفت : نه ای پادشاه..

انوشیروان گفت : پس چه کسی همه چی را می داند ؟

 بزرگمهر گفت: کسی که همه چیز را میداند هنوز از شکم مادری به دنیا نیامده هست

یعنی کسی (انسانی) وجود ندارد که همه چیز را بداند

(قابوس نامه)

 

تکرار انشا

بازنویسی حکایت بروزگاری انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد

مهارت های نوشتاری پایه هفتم   صفحه ۹۵ با موضوع بازنویسی حکایت  بروزگاری انوشیروان ,روزی وزیرش  بزرگمهر نزد او امد

 در روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر به نزد او رفته . انوشیروان گفت ای وزیر تو همه چی در عالم می دانی ؟

 بزرگمهر خجالت زده شد و گفت : نه ای پادشاه..

انوشیروان گفت : پس چه کسی همه چی را می داند ؟

 بزرگمهر گفت: کسی که همه چیز را میداند هنوز از شکم مادری به دنیا نیامده هست

یعنی کسی (انسانی) وجود ندارد که همه چیز را بداند

(قابوس نامه)

 

 

منبع : مجله فارسی به نقل از سایت انشا به آدرس : ansha.ir

 

بازنویسی متن حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد وی امد

داستانک/ روزی که انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت! داستانک/ روزی انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر ...

بازنویسی حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش

بازنویسی حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش, بازنویسی حکایت پایه هفتم صفحه 95 موضوع حکایت روزی انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد او امد.

حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد وی امد

بازنویسی متن حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد وی امد ا ... روزی انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را ...

بازنویسی حکایت به روزگار انوشیروان

بازنویسی متن حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد وی امد ... بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر .

ساده نویسی حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش

ساده نویسی حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش,حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد وی امد,بازنویسی حکایت انوشیروان,بازنویسی حکایت به ...

بازنویسی حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد وی امد

بازنویسی حکایت به روزگار انوشیروان روزی وزیرش بزرگمهر نزد وی امد ... بيايد٬ لباس هايش از تنش در بياورندو از هر طرف به او حمله کنندتاراه فراري براي او باقي نماند.

تاریخ انتشار : چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 0:9
برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی