نوشته ای داستان گونه بنویسید پیش از نوشتن عناصر آن را مشخص کنید

آخرین ارسال های انجمن

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
03282majalefarsi
02337majalefarsi
02242majalefarsi
01464majalefarsi
0907majalefarsi
0855majalefarsi
02269majalefarsi
01607majalefarsi
05938majalefarsi
01944majalefarsi
02366majalefarsi
03301majalefarsi
02420majalefarsi
03045majalefarsi
08723majalefarsi
03521majalefarsi
02973majalefarsi
03485majalefarsi
010791majalefarsi
03315majalefarsi

انشا ,

نوشته ای داستان گونه بنویسید پیش از نوشتن عناصر آن را مشخص کنید

نوشته ای داستان گونه بنویسید پیش از نوشتن عناصر آن را مشخص کنید نوشته ای داستان گونه بنویسید نوشته ای داستان گونه بنویسید پایه دهم نوشته ای داستان گونه بنویسید نگارش دهم نوشته ای داستان گونه بنویسید صفحه 119 دهم نوشته ای داستان گونه بنویسید نگارش فارسی دهم انشا نوشته ای داستان گونه بنویسید انشا درباره نوشته ای داستان گونه بنویسید نوشته ای داستان گونه بنویسید و عناصر آن را مشخص کنید انشا صفحه 119 پایه دهم حل صفحه 119 دهم صفحه 119 نگارش دهم انشا داستان گونه انشا داستان گونه دهم انشا درباره ی نوشته‌های داستان گونه انشا دهم موضوع نوشته های داستان گونه انشاي داستان گونه

نوشته ای داستان گونه بنویسید پیش از نوشتن عناصر آن را مشخص کنید

نوشته ای داستان گونه بنویسید نگارش دهم

نوشته ای داستان گونه بنویسید پیش از نوشتن عناصر آن را مشخص کنید

نوشته ای داستان گونه بنویسید صفحه 119 نگارش پایه دهم

در درس هشتم نگارش فارسی پایه دهم از دانش آموزان خواسته شده است که انشا یا داستانی بنویسیند که عناصر و ویژگی ها داستان را هم بیان کنند. من هم تصمیم گرفتم که این نگارش که در صفحه 119 نگارش دهم بیان شده است، برای شما انجام دهم.

شخصیت ها: کشتی گیر، شاگرد کشتی گیر، استاد
ماجرای داستان: کشتی گیری بود که در فن کشتی سر آمد روزگار خود به شمار می رفت. او تمام فنون کشتی گیری را می دانست.
فضا (حال و هوا، مکان و زمان): زمان: صبح روز بعد | مکان: میدان شهر
شیوه بیان: شیوا و رسا – رسمی
زاویه دید: سوم شخص مفرد (دانای کل)

روزی بود و روزگاری بود. کشتی گیری بود که در فن کشتی سر آمد روزگار خود به شمار می رفت. او تمام فنون کشتی گیری را می دانست و در مقابل هر حریفی، فنی را به کار می برد. به این ترتیب کشتی گیر، پشت همه حریفان خود را به خاک رسانده و شهرت عجیبی پیدا کرده بود. این کشتی گیر شاگردی داشت که با علاقه زیاد فنون را از استادش می آموخت و می رفت تا مانند استادش در کشتی گیری مهارتهای لازم را پیدا کند. روزی که استاد همه فن ها را به شاگردش آموخته بود، شاگردش به نبرد با حریفان مشغول شد. شاگرد جوان با کمک از فن هایی که از استادش آموخته بود و زوری که داشت، همه حریفان را شکست داد و همین  باعث شد که غرور بی جایی به جان او بیفتد. تا جایی که ادعا کرد می تواند استادش را هم شکست بدهد !

استاد از این که می دید شاگردش را غرور فرا گرفته است سخت ناراحت شد اما برای این که او را گوشمالی بدهد، اعلام کرد حاضر است با او کشتی بگیرد. آن روز همه مردم از کوچک و بزرگ در میدان شهر جمع شده بودند. آنها می خواستند ببینند نتیجه این کشتی چه خواهد بود. استاد و شاگرد، پنجه در پنجه هم انداختند. زور جوان از استادش بیشتر بود و اگر استاد معطل می کرد، جوان او را بر زمین می زد. استاد ناگهان با فنی که برای شاگردش تازه می نمود، حمله ای را آغاز کرد و با یک حرکت سریع شاگردش را به آسمان برد و بر زمین کوفت. بله، استاد همه فن ها را به شاگر آموخته بود، مگر یک فن!

او آن فن را برای رو مبادا به شاگردش نیاموخته بود تا اگر لازم شود، روزی از آن استفاده کند و امروز همان روز بود. استاد با همان یک فن شاگردش را شکست داده بود. مردم فریاد شادی سردادند و استاد را تحسین کردند. بزرگان به استاد خلعت دادند و شاگرد نادان مورد سرزنش مردم قرار گرفت.

 

نوشته ای به صورت داستان گونه صفحه 119 پایه دهم

نگارش پایه دهم نوشته ای داستان گونه بنویسید پیش از نوشتن عناصر آن را مشخص کنید

 

گردآوری توسط: مرجع انشا ensha.org

 

اخطار:

تاریخ انتشار : دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 17:26
برچسب ها : , , , , ,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی